نباید بنشینم،
سالهاست،از آن ل
من باید فرود آیم،
حظه که پر بر اندامم رویید
و از آشیان،از بام خانه پرواز کردم
همچنان می پرم.هرگز ننشسته ام،
و دیگر سری نیزبه سوی زمین و به سواد پلید شهرها
و بام های کوتاه خانه ها برنگردم،
چشم به زمین ندوختم،پروازی رو به آسمان،
در راه افلاک
و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمین
و هر لحظه نزدیکتر به خدا
نوشته شده توسط مصطفي در سی ام مرداد 1388 ساعت 11:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نفرین بر گلوله و تفنگ
علي شريعتي
شب و خون
داغ ترين گلوله قرن
اشعار حسين پناهي
اشعار فريدون مشيري
اشعار فروغ فرخزاد
اشعار هیوا مسیح
اشعار شاملو
اشعار سهراب سپهری
اشعار سید علی صالحی
اشعار منوچهر آتشی
اشعار نادر نادرپور
اشعار هوشنگ ابتهاج
اشعار خسرو گلسرخی
اشعار محمد علی بهمنی
اشعار رسول نجفیان
اشعار سیمین بهبهانی
خلیج وخزر _منوچهر آتشی
دیدار در فلق_ منوچهر آتشی
زندگینامه منوچهر آتشی
آهنگ دیگر _ منوچهر آتشی
عكسهاي منتخب شاعران
مسائل اجتماعی
مقام معظم رهبري
قیصر امین پور
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY