نباید بنشینم،

سالهاست،از آن ل

من باید فرود آیم،

حظه که پر بر اندامم رویید

و از آشیان،از بام خانه پرواز کردم

همچنان می پرم.هرگز ننشسته ام،

و دیگر سری نیزبه سوی زمین و به سواد پلید شهرها

و بام های کوتاه خانه ها برنگردم،

چشم به زمین ندوختم،پروازی رو به آسمان،

در راه افلاک

و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمین

و هر لحظه نزدیکتر به خدا


 

نوشته شده توسط مصطفي در سی ام مرداد 1388 ساعت 11:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت