ای زینب،ای زبان علی در کام!
با ملت خویش حرف بزن!
ای زن!
ای که مردانگی در رکاب تو،جوانمردی آموخت...
ای زبان علی در کام!ای رسالت حسین بر دوش!
ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را،
در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان و جلادان،
همچنان به گوش تاریخ می رسانی۰
زینب،با ما سخن بگو!
مگو که بر شما چه گذشت!
مگو که در آن صحرایسرخ چه دیدی!
مگو که جنایت،آنجا تا به کجا رسید!
مگو که خداوند،آن روز،
عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که آفریده است
یک جا در ساحل فرات،
و بر روی ریگزارهای تفتیده ی بیابان های طف،
چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگان عرضه کرد،
تا بدانند چرا باید بر آدم سجده می کردند...؟
آری زینب!
مگو که در آن جا بر شما چه رفت!
مگو که دشمنانتان چه کردند،دوستانتان چه کردند...؟
آری ای" پیامبر انقلاب حسین"!
ما می دانیم،ما همه را شنیده ایم
تو پیام کربلا را،پیام شهیدان را به درستی گزارده ای،
تو شهیدی هستی که ازخون خویش کمه ساختی،
همچون برادرت که با قطره قطره ی خون خویش سخن می گفت
ای که از باغهای سرخ شهادت می آیی
و بوی گل های نوشکفته آن دیار را،در پیرهن داری،
ای دختر علی،ای خواهر،
ای که قافله سالار کاروات اسیرانی
ما را نیز در پی این قافله با خود ببر!
نوشته شده توسط مصطفي در یکم شهریور 1388 ساعت 10:58 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نفرین بر گلوله و تفنگ
علي شريعتي
شب و خون
داغ ترين گلوله قرن
اشعار حسين پناهي
اشعار فريدون مشيري
اشعار فروغ فرخزاد
اشعار هیوا مسیح
اشعار شاملو
اشعار سهراب سپهری
اشعار سید علی صالحی
اشعار منوچهر آتشی
اشعار نادر نادرپور
اشعار هوشنگ ابتهاج
اشعار خسرو گلسرخی
اشعار محمد علی بهمنی
اشعار رسول نجفیان
اشعار سیمین بهبهانی
خلیج وخزر _منوچهر آتشی
دیدار در فلق_ منوچهر آتشی
زندگینامه منوچهر آتشی
آهنگ دیگر _ منوچهر آتشی
عكسهاي منتخب شاعران
مسائل اجتماعی
مقام معظم رهبري
قیصر امین پور
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY