تبليغاتX
سایه سار چشم توام ای ناخدای باران
 

اخلاص----دکتر علی شریعتی

اخلاص

یکتایی در زیستن

یکتایی در بودن

یکتایی در عشق


 

نوشته شده توسط مصطفي در یکم بهمن 1386 ساعت 11:48 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


كار بي چرا----دکتر علی شریعتی

عشق تنها كار بي چراي عالم است

چه، آفرينش بدان پايان مي گيرد

معشوق من چنان لطيف است

خود را به بودن نيالوده است

كه اگر جامه وجود بر تن مي كرد

نه معشوق من بود

 


 

نوشته شده توسط مصطفي در یکم بهمن 1386 ساعت 9:30 قبل از ظهر موضوع علي شريعتي | لینک ثابت


احمق نيستم----دکتر شریعتی

پر بودم و سير بودم و سيراب

و لذتم تنها اين كه ...

آري كارم سخت است و دردم سخت

و از هر چه شيريني و شادي و بازي است محروم

اما...

اين بس كه مي فهمم!

خوب است...

احمق نيستم

 


 

نوشته شده توسط مصطفي در یکم بهمن 1386 ساعت 9:23 قبل از ظهر موضوع علي شريعتي | لینک ثابت


هبوط ----- دکتر شریعتی

مرا كسي نساخت خدا ساخت

نه آن چنان كه كسي مي خواست

كه من كسي نداشتم

كسم خدا بود كس بي كسان

او بود كه مرا ساخت آن چنان كه خودش خواست

نه از من پرسيد نه از آن من ديگرم

من يك گل بي صاحب بودم

مرا از روح خود در آن دميد 

و بر خاك و در زير آفتاب

تنها رهايم كرد

مرا به خودم واگذاشت


 

نوشته شده توسط مصطفي در یکم بهمن 1386 ساعت 8:52 قبل از ظهر موضوع علي شريعتي | لینک ثابت